
سلام به همه
از داخل و خارج، حکومت ایران در سراشیب سقوط
مژده داده بود که همین امروز و فردا ایالات متحده آمریکا فرو می ریزد، اسرائیل از نقشه جغرافیا محو می شود و اروپا فروکش می کند و دنیا به تسلط معنوی حکومت اسلامی ایران در می آید و جهانیان او را به رهبری خود برمی گزینند:
چه رهبری در دنیا لایق تر و قادرتر از او، که در چهار سال گذشته این چنین ایران را ویران کرد و مردم آن را به مسیر نگون بختی و اعتیاد و فحشا و فقر کشاند و ایران زمین را در آستانه بزرگترین خطرهای امنیتی قرار داد؟
مردم ایران را صغیر تصور می کردند. فرضشان آن بود که آنها زود باور و ساده اندیش هستند و هر دروغی را می توان به خورد آنان داد و سیاه را سفید و مس را طلا و امری مجازی را یک واقعیت و حقیقت جلوه داد و کسی خم به ابرو نیآورد.
هاله نور به خورد مردم ایران داد، بعد، از آن کودک سه ساله آمریکائی که در کنار مقر سازمان ملل در نیویورک احمد ، احمد می کرد سخن گفت- و از دختری که به بقالی رفت و وسائلی را خرید و در زیرزمین خانه اش انرژی اتمی تولید کرد، و از آن صد رهبر جهان که به نزد او آمدند تا فرا بگیرند که چگونه می توانند کشورشان را مثل او اداره کنند، و از رهبران کشورهائی که زنبیل به دست در صف ایستاده بودند که از مراحم مالی حکومت ایران پولی نصیبشان شود، آن یک میلیارد دلاری که به ونزوئلا وعده داد و آن چند صد میلیون دلار کمک اهدائی به بولیوی و پول ها به حزب بعث سوریه و اسلحه و بودجه برای حزب الله لبنان و گروه حماس و دیگران.
آن ادعای مهر و عدالت داشتن و مردم را به سیخ کشیدن و در زندان شکنجه کردن و زبان بریدن و دهان بستن!
حظه ای رسید که شکیبائی مردم به سر آمد، انفجاری رخ داد، میلیون ها نفر به خیابان ریختند و فریاد زدند "احمدی نژاد را نمی خواهیم"!
امروز او فردی است که رئیس جمهوری دیکتاتوری و غیرقانونی نامش نهاده اند، کسی که رهبر حکومت به او کمک کرد رای مردم را بدزدد و حق را پایمال کند و ناجوانمردانه خود را پیروز، و رقیب پیروز را باخته نشان دهد.
این را دیگر مردم حاضر نبودند تحمل کنند، به خیابانها آمدند و اعتراض خویش فریاد کردند- و همچنان غریو آنان طنین افکن است.
یک زلزله بزرگ سیاسی در ایران رخ داده که پس لرزه های آن شدید و شدیدتر خواهد شد و ممکن است به فروپاشی حکومت و یا تغییر هویت و ماهیت آن بیانجامد.
تصور می کردند که با یک بحث تلویزیونی آزاد بین کاندیداها، خواهند توانست مردم را به شرکت در انتخابات تشویق کنند. اشتباه نکرده بودند- خودشان می گویند 83 درصد از دارندگان حق رای شرکت کردند.
ولی یک زیان جانبی هولناک – این آزادی بیان- برایشان در پی داشت: میرحسین موسوی و مهدی کروبی و تا حدودی محسن رضائی کاستی ها و کژی های حکومت را یک بر یک شمردند. از فساد و رشوه خواری سخن گفتند. ماجراجوئی های احمدی نژاد را افشاگری کردند. بحران کمرشکن اقتصادی را با همه ابعاد خرد کننده آن عنوان کردند و دروغ گوئی های حکومت را آشکار ساختند- در یک کلام، نشان دادند که این رژیم، پس از سی سال حکومت بر ایران و ایرانیان، تا چه حد گندیده و فاسد است.
مردم با این امید به پای صندوق های رای رفتند که این بار فردی را به ریاست جمهوری برسانند که رجز خوان و ماجراجو نیست، از پاکی و درستی و تساوی و حقوق مدنی و آزادی های شهروندی سخن می گوید و از ماجراجوئی می پرهیزد.
ولی مردمان به ناگهان دیدند که در حکومت خامنه ای- احمدی نژاد، آراء شهروندان را در روز روشن می دزدند و ابائی ندارند و هیچ چیز جلوگیرشان نیست.
از اوج انتظار برای تغییر، ایرانیان را به حضیض خدعه و فریب کشاندند و تصور نمی کردند مردم این چنین خشم خود را فریاد کنند. تصورشان آن بود که باز هم با دروغ و تظاهر خواهند توانست مردم را خواب کنند و اگر هم اعتراضی شود، به آسانی آن را فرو بنشانند. سخت اشتباه کرده بودند- اشتباهی که ممکن است به بهای حکومت آنان تمام شود.
اگر پیکار موسوی- کروبی بی نتیجه بماند و احمدی نژاد دوباره بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زند، بی تردید دوران دهشتناکی از بگیر و ببندها آغاز خواهد شد.
میرحسین موسوی و احتمالا مهدی کروبی از نخستین قربانیان انتقام جوئی های احمدی نژاد می توانند بود.
از همین امروز برایشان پاپوش درست می کنند: موسوی را متهم می سازند که مسوؤل کشتارها و تظاهرات و اغتشاشات بوده است.
راست هم می گویند: اگر او برای گرفتن حق خود به پا نمی خاست و ملت را به خیابان نمی کشاند، نه ماموران انتظامی ناچار می شدند به شبیخون علیه مردم بی دفاع و آنانی بپردازند که تنها خواسته شان گرفتن حق خویش و رای خود در انتخابات است، نه کسی زخمی یا کشته می شد و نه لباس شخصی ها ناچار می شدند ندا آقا سلطان و دیگران را به گلوله ببندند و یا با باتوم به مغز آنان بکوبند و یا دست و پایشان را مضروب کنند.
بنابراین، امروز اگر میرحسین موسوی همچنان پای می فشارد که احمدی نژاد را دزد آراء می داند و خودش را پیروز انتخابات، شاید در ضمن به علت آن است که می داند روزی که از مبارزه دست بردارد و خشم مردم فروکش کند و احمدی نژاد بر اوضاع مسلط شود، سخت از او انتقام خواهد کشید – بنابراین، جان خود و همسر و فرزندانش نیز در خطر است.
علی اکبر هاشمی رفسنجانی نیز همین احساس را دارد، که اگر کوچکترین اشتباه تاکتیکی کند، او را از نظر سیاسی نابود خواهند کرد و از خانواده اش انتقام خواهند گرفت و ثروتش مصادره خواهد شد.
دو هفته است که از نوبت خود به عنوان امام جمعه موقت تهران استفاده نکرده و پشت تریبون نماز قرار نگرفته است. می داند که هرچه بگوید، ممکن است دشمنانش آن را به بد تعبیر کنند و پایان عمرش نزدیک تر شود.
ولی احمدی نژاد نیز، حتی اگر به آرزوی خود، یعنی دور دوم ریاست جمهوری برسد و آن را آغاز کند، دوران آسانی در پیش نخواهد داشت: نمایندگان مجلس از او بیزارند. چهار سال آنها را تحقیر کرده بود و اکنون هنگام آن است که نمایندگان وی را تحقیر کنند. در گرفتن رای اعتماد از مجلس و تائید وزیرانش با یک مشکل اساسی روبرو خواهد بود.
در صحنه داخلی، باقیمانده اعتبار خود را از دست داده است. دوران رقابت انتخاباتی، باقیمانده نقاب را هم از چهره ناپاک و دهن دریده او پائین کشیده است. آبروئی برایش باقی نگذاشتند و دیگر پشتوانه ای ندارد.
به دو نامه هشدار دهنده کارشناسان در مورد وضع اقتصادی ایران بی اعتنائی مطلق کرده و به شیوه خمینی گفته بود "اقتصاد سال خر است". ولی فردا با بحران های اقتصادی فزاینده روبرو خواهد بود. این مشکل از همین امروز آغاز شده که ریال ایران در برابر دلار آمریکائی بیش از پیش تضعیف شده و تورم مهار گسیخته بی داد می کند.
این تازه اول کار است: بحران اقتصادی واقعی هنوز به ایران نرسیده- و در راه است.
در دنیا نیز بهای نفت مرتبا نوسان دارد و دولت احمدی نژاد فاقد آن کفایت و تجربه ای است که بتواند تورم را مهار کند و اقتصاد را سروسامان بخشد. فردا، وضعش وخیم تر خواهد شد.
فردا، وقتی بحران اقتصادی شدت گیرد، مردم ایران، دیگر تعارف را کنار خواهند گذاشت و به خیابان ها خواهند آمد و اعتراض خواهند کرد- آنها نه تنها شعار خواهند داد که رایشان چه شد، بلکه شعارشان آن خواهد بود که پول درآمد نفت کجا رفت؟ 143 میلیارد دلار در یک سال گذشته درآمد نفت داشتند. با آن پول چه کردند؟
دولتی که شایستگی رسیدگی به امور اقتصادی را ندارد و امتحان ناموفق خود را داده، این بار چگونه می تواند مشکلات و معضلات را حل کند؛ آن هم در شرائطی که حکومت با یک فضای بحران زده داخلی روبروست و در صحنه بین المللی نیز انتظار می رود بحران عمیق تر شود و یا دست کم آن که مانند ماههای گذشته ادامه یابد؟
دولتی که لیاقت ندارد، توصیه اقتصاددانان را به هیچ می گیرد، از همکاری مجلس برخوردار نیست، در میان مردم اعتباری ندارد و حتی نهادهای دولتی به او به دید غاصب می نگرند، چگونه خواهد توانست با این اوضاع رویاروئی کند؟ تجربه گذشته ثابت کرده که خونین ترین ناآرامی ها در ایران، زمینه مالی و اقتصادی و فقر طبقاتی داشته است. آیا خیزش اسلام شهر را به یاد دارید؟ درگیری های خونین مشهد را؟ تظاهرات و زدو خوردهای قزوین را؟
این بار مردم بسیار بدتر، شدیدتر، گستاخانه تر و بی مهاباتر به میدان خواهند آمد- هنگامی که دولت احمدی نژاد با بن بست اقتصادی روبرو شود.
ایرانیان برون مرزی نیز بلوغ سیاسی و هوشمندی و خرد خود را به اثبات رسانده اند. آنان بی اعتنا به تفاوت در دیدگاههای سیاسی، در تظاهرات در کنار هم شرکت می کنند، به دولت ها و وزارت خارجه نامه اعتراض می نویسند، نهادهای بین المللی را بسیج می کنند و در روزنامه های خارجی به اطلاع رسانی می پردارند تا جهان را در راه آرمان ها و خواسته های مردم ایران به حرکت درآورند.
در صحنه بین المللی نیز دولت احمدی نژاد و حکومت اسلامی ایران نمی تواند خواب راحت داشته باشد.
سازمان های حقوق بشر، با شرکت فعال پیکارگران ایرانی و هنرمندان و شخصیت های اجتماعی، می کوشند چهره زشت و سرکوبگرانه رژیم ایران را در افکار عمومی دنیا برملاء کنند.
نمایندگان ارشد اتحادیه اروپا تشکل جلسه می دهند تا به تقاضای بریتانیا برای خارج کردن دیپلمات های خود از ایران تصمیم بگیرند.
گروه صنعتی موسوم به "جی- هشت" این احتمال را بررسی می کند که تحریم ها علیه حکومت ایران گسترده تر شود.
یک مؤسسه پژوهشی می گوید: اگر می خواهید کمر حکومت را به آسانی بشکنید و نیازی به حمله نظامی و جنگ نباشد، پس بیائید و نفت ایران را در بازار جهانی تحریم کنید و صادرات بنزین به ایران را متوقف سازید و اموال حکومت ایران در سراسر جهان را مصادره کنید و اقدامات دیگر.
پرزیدنت اوباما قصد دارد در گفتگوهایش با سران جمهوری روسیه سلسله مشوق هائی را به آنها ارائه کند که به صلاحشان باشد از همکاری با حکومت ایران دست بردارند. از آنجا که حمایت روسیه از جمهوری اسلامی همیشه جنبه منافع مادی و اقتصادی داشته و فاقد هرگونه ایدئولوژی می باشد، این احتمال هست که آمریکا با دادن مشوق هائی به روسیه، بتواند آن کشور را متقاعد سازد که از همکاری با حکومت ایران دست بردارد.
در یک کلام، موقعیت حکومت اسلامی ایران هرگز این چنین لرزان نبوده است – نه در سطح داخلی و نه در میدانگاه بین المللی – و پرسش اصلی آن است که آیا مردم ایران و آنانی که تصور می کنند رایشان را دزدیده و حقشان را پایمال کرده اند، اصولا به احمدی نژاد امکان خواهند داد بر کرسی ناحق ریاست جمهوری دوباره تکیه زند؟
I am writing to you to express my concern over the use of violence by security forces responding to protests over the election results following the 12 June elections in Iran. Large numbers of people have been severely beaten by riot police on motorcycles who wield truncheons and night sticks. Furthermore, up to five students at Tehran University were reportedly shot dead on Sunday 34 June and another person was reportedly shot when security agents opened fire on a demonstration on behalf of president Mir Hossein Mousavi on 15 June. Several other people were injured by gunfire.
If you like to see more please just click any link and see more of this and
please send it to your friend and let the world know
Thank you
Darafsh
http://darafsh.wordpress.com/
http://iranehsabez.blogspot.com/
http://allgreeniran.blogspot.com/
http://iranallgreen.blogspot.com/2009/07/blog-post_05.html
http://iranallgreen.blogspot.com/2009/07/blog-post_9976.html

1 comment:
ایهالناس مسلمان کشییکیاز سرگرمیهای جدید برای کشورها و دولتهای مسلمان و غیره مسلمان شده. جالب اینجاست که دوستان عزیز آقای احمدی خره،چین و شوروی، قبل از شمارش آرای انتخابات به ایشون تبریک گفتند. کشور چین و شوروی یک ساعت بعد از انتخابات به آنترینژاد تبریک گفتند تو نگو اینها با هم یه قرارهایی دارند و آنهم سرگرمی هست که هر ستاشون دوست دارند و آن هم، مسلمان کشی. در ارومجی چین و در چچنیا شوروی و در ایران عزیز دولتها همه مشغول مسلمان کشیهستند.احمدینژاد ممکن که خایهٔ امریکا و انگلیس را نمیمالد ولی خوب خایهٔ چین و شوروی را ما چ میکند. هینماز جمعه داد میزنم مرگ بر یهودی و صهیونیست تو نگو پولدارترین ادمهایی که شوروی را اداره میکنند یهودی هستند. هر هفته میرم نماز جمعه داد میزنم مرگ بر امریکا و مرگ بر انگلیس تو نگو مسلمان کشهای اصلی، چین، شوروی و همین رئیس جمهور قلابی خودمون آقای احمقی خره جنایتکار هستند.
«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»
Post a Comment